سيد علي اكبر قرشي

407

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

بالصغار و القمأة » خ 27 ، 69 يعنى هر كه جهاد را از روى بى اعتنائى ترك كند ، خداوند لباس ذلّت را بر او مى پوشاند و ذليل مىشود با خوارى و حقارت . قمأة ( بر وزن رحمة ) ذلت و حقارت است . ديك : خروس . جمع آن ديكه است كه دو بار در « نهج » آمده است در وصف طاووس فرموده : « يفضى كافضاء الديكة و يؤرّ بملاقحه ارّ الفحول المغتلمة للضراب . . . لانّ قوائمه حمش كقوائم الديكة الخلاسيّة » خ 165 ، 237 ، يعنى : براى مقاربت مى جهد بر روى مادهء خود مانند جهيدن خروسها و مى آيد به طرف آن با آلات تناسلى خود مانند نرهاى پر از شهوت براى مقاربت . . . پاهايش نازك است مانند پاهاى خروسهايى كه از خروس و مرغهاى هندى و فارس متولّد شده‌اند رجوع شود به « خلص » دين : دين در اصل به معنى جزا و طاعت است ، راغب گويد : شريعت را به اعتبار طاعت و فرمانبرى دين گفته‌اند و آن مانند ملّت و طريقه است ، طبرسى گويد : طاعت و انقياد را دين گفته‌اند كه طاعت براى جزاست . از اين ماده به صورت فعل و اسم موارد زيادى « نهج » آمده است . « يا كميل بن زياد معرفة العلم دين يدان به ، يكسب الانسان الطاعة فى حياته و جميل الاحدوثة بعد وفاته » حكمت 147 ، اى كميل علم طريقه‌ايست كه بدان ايمان آورده مىشود ، انسان در حيات خويش با آن طاعت كسب كند و بعد از وفات نام نيك . « و كما تدين تدان و كما تزرع تحصد » خ 153 ، 214 هرطور مجازات كنى مجازات كرده شوى ، هرطور كشت كنى درو كنى . : « الا و انّ شرايع الدين واحدة و سبله قاصدة » خ 120 ، 176 احكام دين يكى است و راههايش استوار است ، جمع آن اديان است كه دو بار در « نهج » آمده است چنان كه فرموده : « و نسئله المعافاة فى الاديان كما نسئله المعافاة فى الابدان » خ 99 ، 144 ، منظور از اديان ظاهرا طريقه‌هاست حرف دال در شب 9 ، 9 ، 1370 به پايان رسيد و الحمد لله و هو خير ختام حرف ( دال 78 ) كلمه است .